ما اگر دل درد داریم یا دلمان درد میکند فرقی ندارد مهم
اینست که حوصله نداریم !
حس کاری را نداریم ولی با بی رحمی هر چه تمام تر هی کار
بر دوشمان مینهانند !!!
چشم هایشان بترکد که تحمل دو روز
تعطیلی را ندارند هی مخش
(مقش ؟! مشق ؟!!) میدهند !!!
ما حوصلمان سر رفت !! ما دلمان برای عشقمان تنگیولیده
است
!!! ما هوای تابستان را میخواهیم همراه با آزادیش !!
ما دلمان برای روز هایی
لک زده است که بدون دیدن نکیر و منکر (استعاره از معاونای گلمان !) سر بر بالشت
میگذاشتیم
و نمیخواست عمر خود را بر پشت صندلی های سفت وسخت چوبی بگذرانیم و برای
رفتن به کافی نت به همراه شفیقمان (یلدا) روز های تقویم را ورق بزنیم
....
درد
و دل نامه ی دانش آموز دوم تجربی !!!




این جا ایران است !!!
گاو ها در حال چرا ..
..

دانش آموزان سر کلاس ...
.
خماری ، در به دری ... همه اش زیباست!!!
این شعر از خودم بود برگرفته از یه تصویر تو کتاب جغرافیام !!!
به من چه یهو طبعم گل میکنه!! ==>اینجا
حالا نمیخواد گریه کنی !!
چه میشود کرد به قول شاعر باید سوخید
و سازید....
دانش آموزی از دیار بد بختی ها سلام میکند !!
جوابش را بدهید
!! خدا را بخداییش قسم چه سنت نیکوییست این قربانی کردن گوسفند !!
و از آن زیبا تر تعطیلیش است !!!
(لطافت کار رو تشویق
)
عــــــــــیدتان مبارک !!!
به به !! چـــَه چَـــــه !! خــــــــــبری که نمیشه بگی
ولی روشی توپ دارم که دلتون بسوزه تازه مخترعشم خودمم...
به به ...
بعله ما مدت مدیدی دانش آموز زیادی را دیدیم که بر اثر خامی و بی تجربگی به
دام چشمان
تیز بین معلمان (رادار ) افتادند
و آن معلمان سنگ دل که چششان باز نمیشد
ذره ای مطالعه ایرانیان بالا رود،
کتاب داستان یا درسی و ... را از دست دانش آموز
نخبه قاپیدند و منفی ای کنار اسمش گذاشتند
و او را از کلاس با نهایت احترام با اوردنگی
از کلاس بیرون کردند و بر سر در دفتر گماشتند !!
آن رفتار ها
دلمان را بسیار سوزاند و چشممان را گریاند.
...( حالا نمیدونم چرا ادبی الان دارم
میحرفم).
القصه یه روز که ما سر کلاس آمادگی خماری در کلاس پخش میکردیم
و تمام چشم و دل و نور
وامیدم کتابی بود که یلدا بهم داده
، هی فسفر میسوزوندم که چطوری آمار مطالعه ببرم
بالا و این رادار کلاسم نفهمه کتابرو بخونم !!!
... که جرقه ای بر کلمان نخبه بی مخمان زد
و
موهایمان را سوزاند .
...بله فاطی سرخوش تقدیم میکند .
.. دیگر نگران خواندن کتاب و
به دام افتادن توسط معلمای خود نباشید
روشی صد در صد تست شده !!
بدون ذره ای عیب
و نقص
.... به کانون بیایید !!!
البته این روش برای افرادیست که ردیف دوم میشینند
!!
اگر ردیف دومی هستید گوش فرا دهید !!! برای سلامتی روش نوین
صلوااااااااااااااات بلند !!!! هیچی از این به بعد هر وقت خواستین سر
کلاس داستان بخونین کافیه فقط کیفتونو آویزون کنین به صندلی نفر جلویی .. بعد زیپ
کیفتونو باز کنین کتابو بذارین رو دهنه کیفتون !!
بعد
کتابو یه طور تنظیم کنین که
وقتی داری نگیاه زمین میکنی بشه راحت کتابو بخونی !!!!
به همین سادگی و به همین
خوشمزگی !!
تو این روش راحت تا معلم بگه چرا کلت همش پایینه ؟! پاتو میزنی به کیفت
کتابه میره تو کیفت سریع زیپشو میبندی معلمه که بیاد تا بیاد عملیات والفجر 10
انجام بده
همه چی از صحنه جنایت پاک شده و نافرررررررررم دماغ سوز میشه !!
(قسمت عالی ماجرا
) به جان خودم که نوبل نمیخوام اصرار نکنین !! عکسی از این روش : البته تو این عکسه صندلی
خونمونه یه کم بد میشه ولی با صندلی مدرسه چون پهن تره 100 درصد عالی میشه !!




خدایا مگر ما که خیر
سرمان جوانیم که گلی بر سر خود زده ایم که این معلمان خیلی این درد زیبا را دوست
دارند ..
. به جان خودم نباشه به جان غزاله خانم و فری زرافه احساس عقب ماندگی در
دل میکنیم !!!
من گیچ و منگ شدم فیزیکمان هی میگوید 14سالم که بیشتر نیس !!! ریاضیه که خیلی کم توقعه همش 8 سالشه
طفلی !!
(تو غلط کردی وقتی دهنت هنوز بو
شیر میده میای واسه من درس میدی
) حالا شما جای ما ،احساس حقارت بهتون دست نمیداد
معلماتون از خودتون کوچیک تر بودن !!
؟ وقتیم میگیم اگه اینطوریه ما هنوز دنیا
نیومدیم !! بهشون برمیخوره !!
بعد این
آموزش پروش به چه فکری میاد این معلمای قنداقیو برامون میذاره ؟!! ریاضیمون که
عقده احترام داره یه بار جلوش پا نشدیم از کل کلاس 0.25 صدم کم
کرد بهمونم
گیر داده کلاستون ساعت نداره یه ساعت بخرین تا من زمانو بدونم ..
. من هی به یلدا
میگم قبول ندارن که ... میگم آقا جان اینکه ساعت میخواد بیا پول بذاریم رو همدیگه
براش یه مچی هدیه بخریم
تا همیشه ساعتو بدونه .. به بقیه کلاسام نگه من ساعت میخوام !!!
*تا درودی دیگر بدرود!!!



